عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

404

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

در كتاب مزبور مىبينيم : " يا صغير السن يا رطب البدن * يا قريب العهد من شرب اللبن " « 1 » اما چنان كه پيش از اين بمناسبتى گفته‌ايم ، در مشرق زمين ( و ميان ما ) عادت زشتى رايج است كه كاتب ، در موارد مناسب از حافظهء خود اشعارى را علاوه مىكند . از اين رو اين احتمال وجود دارد كه بعدها يكى از كتّاب ابياتى از مولانا را به " سندبادنامه " افزوده باشد . احمد آتش در مقدمهء كتاب مىنويسد كه بعضى از نسخ ، اضافاتى دارد « 2 » . بعضى اشعار در برخى از نسخه‌ها هست و در بعضى نيست « 3 » . اما ذيل دو بيت فوق هيچ‌گونه توضيحى نيفزوده است . اگر نسخه‌اى كه در سال 605 ه در آماسيه تحرير يافته ، اساس كار تصحيح قرار مىگرفت بىترديد مسئله حل مىشد . زيراكه اگر ابيات فوق در آن نسخه وجود داشت ، نشان مىداد كه مولانا اشعار شاعر ديگرى را تضمين كرده است و الا آن ابيات الحاقى و از تصرفات كاتب به شمار مىآمد . غزلى مردف به " بادا " كه در " سندبادنامه " هم هست ، در كليات شمس به تخلص شمس نقل شده است . درحالىكه مولانا پيش از آمدن شمس ، اين تخلص را به كار نمىبرد . بيت اول رباعى موجود در آن صفحه ، همچنين بيت دوم يك رباعى ديگر در ديوان نيز آمده است . دو رباعى موجود در صفحهء 30 هم در ديوان آمده است . رباعى صفحهء 34 را هم در ديوان مىتوان يافت . دو بيت موجود در اواخر صفحهء 49 مجلس دوم از ابيات يك غزل است « 4 » . اين غزل بيست و يك بيتى هم تخلص " شمس " دارد . دو بيت صفحهء 50 بيت‌هاى چهارم

--> ( 1 ) كليات شمس ، ج 5 ، ص 7 ، ب 22495 : اى دلبر نور رسيده ، اى يار نازك بدن ، اى به دوره شيرخوارگى نزديك . ( 2 ) سندبادنامه ، ص 96 . ( 3 ) همان كتاب ، ص 101 . ( 4 ) به اصل متن دسترسى پيدا نكرديم . سندنامهء چاپ فرزان ، 1362 فاقد مقدمه و توضيحات مرحوم آتش و ارجاعات زنده ياد گولپينارلى است و در كار تحقيقى غير قابل استفاده .